عشق همیشگی تویی
کاش در کتاب قطور زندگی،سطری باشیم به یادماندنی،نه حاشیه ای از یاد رفتنی......
روز تولد انسانها در هيچ تقويمي يافت نمي شود،مگر در قلب كسي كه دوستش دارد... امروز ميخوام برات جشن بگيرم،اما خيلي سخته واسم...نميدونم چي بنويسم... عباسم...عباس هميشه خوبم..نميدونم چي بهت هديه بدم؟نميدونم چي بهت بگم..نميدونم چه جوري احساسمو بيان كنم..اما... دلم ميخواست الان كنارم بودي...مي بوسيدمت.. نازنينم..عباس من،مرد من،مرد روياهاي رنگيم دوستت دارم.تولدت مبارك دلم میخواد این کیکی که واست پختم بخوری اینم کیک کاکائو که دوست داری آخییییییییی..اینقده گیر عباس جونم بودم که شما رو فراموش کردم...بفرمائین.تعارف نکنید؟؟ها چیه؟؟کاکائو دوست نداری؟!خوب فکر اونجاشم کردم حالا همه دست دست...تفلد تفلد..تفلدت مبارک...عباس جون..عسیسم..تفلدت مبارک..بیا شمعها رو فوت کن که صد سال زنده باشی حالا همگی...خوشگلا باید برقصن..خوش تیپا باید برقصن...هووووووووووووووووووو..هله بیو...هله بیو می بینم که همه وسطن..ماشاللهههههههه...دستا بالا...دستا بالا..کی بهتره؟؟؟کی برتره؟؟؟(من..من حالا یه مرغ نازی داشتم..خوب نگرش نداشتم.....(جو گیر شدم...دارم با رقص می تایپم (خدائیش حیف که محرمه!!!وگرنه یه تفلد توپ واست میگرفتم جیگرم (حالا همه چشماتونو ببندین...اوووووووووووممممممممممم شما مشغول باشین بچه ها...من میرم شامو آماده کنم ..... .شام .دست .فوت کردن شمعها .شعر تولد .بریدن کیک .بخور بخور .رقص .کادو خوب دیگه عزیزان دلم..از اینکه قدم رنجه فرمودین و امشب در کنار ما بودین..بسیاااااااااار سپاسگزارم. دوستتون دارم.میسییییییییییی بابت هدیه های قشنگتون...بوس بوس شب خوش![]()
چي بنويسم كه لايق تو باشه بهترينم..امروز دلم ميخواد به حرمت 24سال بودنت روي زمين،سرم و روي زمين بذارم و خاكشو ببوسم...دلم ميخواد خدا رو ببوسم!دلم ميخواد تمام چيزايي رو كه تو لمس كردي يا حتي بهشون فكر كردي ببوسم..دلم ميخواد سجده شكر به جا بيارمو از خدا بخاطر آفرينش تو تشكر كنم...ميخوام از اينكه روز به اين قشنگي رو توي تاريخ قلبم ثبت كرده تشكر كنم...ميخوام از تو هم تشكر كنم،بخاطر وجودت،نفس كشيدنت،عشق ورزيدنت،مهربونيات،از خود گذشتگي هات؛ و از همه مهمتر بخاطر بودنت.![]()
و با تمام وجودم بهت ميگفتم كه دوستت دارم نازنينم،تولدت مبارك
.ميدونم از اينترنت خوشت نمياد و ممكنه اين مطلب رو نخوني!اما اينا رو مي نويسم تا آروم شم...امسال چهارمين ساليه كه توي زندگي مني وهيچ 17 بهمني ما كنار هم نبوديم...تمام اميدم به اين بود كه امسال فاصله ها بشكنه..اما...خدا نخواست و من راضيم به رضاي اون...![]()
![]()
![]()
![]()
اما حیف که نمیشه
(آخه این فقط عکسشه
)
![]()
اینم کیک شمااااا....هورااااااااااا![]()

....هوراااااااااااااااااااااااااا...![]()
)
)
)
اینم یه ماچ آبدار از عباس جونم
)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




